پنج شنبه ٠٢ آبان ١٣٩٨ |
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
41
 

مادر شهيد :

در زمان قبل از انقلاب يكسري اسلحه مي‌آورد اينجا و قايم مي‌كرد براي مبارزه با رژيم شاه ، بهش مي‌گفتم: مامان اينا مال كيه؟ مي‌گفت: مامان اينا رو بچه‌هاي مسجد ميارن چون خونه‌ي ما نزديك مسجد هست ،ميارن اينجا. 

برده بود لاي رختخواب قايم كرده بود،‌ يك روز دستم رو بردم لاي رختخواب‌ها ديدم يك چيزهايي لاي رختخواب هست ،جيغ زدم و او مي خنديد و منو مي بوسيد و مي‌گفت:‌ مامان ترسيدي،  گفتم:‌ مامان خيلي ترسيدم،  اينا چيه؟‌ يك موقع ميان اينجا شك مي‌‌كنن، گفت :اينا اسلحه است ،نترس كسي نمياد اينجا  .

مي رفت بالاي پشت‌بام و من يكي يكي اينا رو دستش مي‌دادم، شباي جمعه اينا رو مي‌برد و صبح مي‌آورد.  12 سال من كارم اين بود. 

پول مي‌خواست ميامد از كيف من برمي‌داشت،مي‌گفتم سر كيف من چكار داري؟مي‌گفت:‌ مي‌خوام از كيف تو پول بردارم، من مي‌گفتم: هرچقدر مي‌خواي بردار، يك بار اومد گفت مي‌خوام برم كتون بخرم، من فكر كردم از اين كتوني‌هاي پارچه اي مي‌خواد گفتم چقدر مي‌خواي؟‌ گفت 10 20 تومني مي‌خوام.

اومد ديدم يك بغل پارچه تو دستش بود،گفتم: اينا كه كتوني نيست ، منو بغل مي‌كرد و دور اتاق مي‌چرخوند و مي‌گفت: اين پارچه‌‌هاي كتون رو براي حسينيه‌ها و مسجدها مي‌خوام، براي مراسم شهدا،.  هر شهيدي كه مي‌آوردن، ميومد منو با خودش به تشييع جنازه مي‌برد، مي‌گفتم: چرا منو مي‌بري؟‌ من طاقت ندارم مي‌گفت: بايد آماده بشي، مگه نمي‌خواي من شهيد بشم؟گفتم:‌ باشه،  هرجور صلاح خداست ولي حاج‌آقا، پسر نبود، طلا بود، زماني كه پسرم تازه اسير شده بود ،ما هيچ خبري ازش نداشتيم و به همه جا سر مي زديم ،معلوم نبود چه بلايي سر پسرم اومده، هيچ خبري ازش نداشتم، رفتم پايگاه شميرانات گفتم سرنوشت پسر من چي شده؟  گفتن:‌ اين ساكش بردار برو،  80 درصد شهيده 20 درصد شايد مفقود باشه، ما رفتيم خونه و 2ركعت نماز امام زمان خوندم، گريه مي‌كردم و مي‌گفتم يا امام زمان اگر بچه من شهيده معلوم بشه، اگر مفقوده معلوم بشه، نماز كه تموم شد، ديدم دامادم اومدگفت بيا بريم،گفتم امير كجاست؟ منو برداشتن بردن سر پيروزي يك پادگان بود،‌ بردن تو اون پادگان و عكسشو پيدا كردن،و مشخص شد اسير شده .

حاج‌آقا مي‌دونه، قبل از اينكه پسرم مشخص بشه كه اسيره همه شهرها رو دنبالش ميگشتم كرمان،  شيراز،  بندرعباس،  تبرير،  همه جاهارو زنگ ميزدم و دنبال پسرم مي گشتم.

هر اسيري كه مي‌اومد عكسشو مي‌بردم، مي‌پرسيدم كه صاحب اين عكسو نديدي،  مي‌گفتن نه، تا اينكه يكدفعه گفتن آوردنشون سر مرز هستن. 

*تو كدوم عمليات شيميايي شد؟

درعمليات كربلاي 5شيميايي شد،‌ شيميايي زده بودند كه ايشون ماسك خودش رو در مياره و ميده به يك نفرو خودش شيميايي ميشه و بعد هم كه اسير ميشه، پسرم پنج‌ سال اسير بود ، بعد از آزادي از اسارت هم وقتي اينجا اومد تا 2 سال زن نگرفت، گفت رگ و پي من با غذاي صدام آميخته شده تا بدنم از اون پاك نشه ازدواج نمي كنم نون صدام رو خوردم، بعدهم اگر بخوام ازدواج كنم با يك دختري كه از خودمون خيلي پايين‌تر باشه ازدواج مي كنم،  ما رفتيم و انتخاب كرديم و گفت باشه وعروسيشونو  تو خونه گرفتيم،الان يك پسر داره، پيش دانشگاهيه.

 شيميايي شده بود ولي خودش خبر نداشت ، يعني عوارضش عود نكرده بود، بچه اش كه 6 ماهه بود، يك روز اومد از سركار گفت خيلي سردمه، برديمش بيمارستان لبافي‌نژاد، اونجا ازش آزمايش خون گرفتن،‌ گفتن بايد بستري بشه،25 روز اونجا خوابيد، اونجا فرستادنش براي بيمارستان طالقاني، طالقاني شيمي درمانيش مي‌كرد،  آخركاري گفت من از اينجا خسته شدم.  جاشو عوض كردم صبح تا شب مي‌رفتم پيشش، مي‌گفت اگه شما بياييد اينجا پيشم بمونيد من سينه‌خيز هم كه شده از اينجا بيرون ميرم، تا همينجا هم كه زحمت منو كشيدين كافيه، نمي خواست زحمتش به دوش ما باشه.  

بچه من  تشنه شهيد شد، يك شب خواب ديدم،‌ گفت: مامان من خودم اينجا سقا هستم.  ديگه نگو من تشنه شهيد شدم.  ناراحت مي‌شم و من ديگر نگفتم.

من راضيم به رضاي خدا، يك گلي بود كه خدا به من داد، مي‌خواست 50 سال ديگر ببره حالا شهيد بردش، بالاخره كه آدم بايد بميره. 

 در مدت بيماري پسرم بعد از اسارتش من ازش نگهداري ميكردم ،يك وقت كه مي‌رفتم بالا سرش لگن كه مي‌بردم خالي مي‌كردم،‌ داخل ادرارش پرخون بود  و من گريه مي‌كردم.  وقتي برمي‌گشتم مي‌گفت چرا دير اومدي؛‌ مي‌گفتم كار داشتم،  مي‌گفت:‌ گريه كردي؟ بذار من ببينم توي اين لوله چيه و من نمي‌گذاشتم. 

پسرم زجر كشيد ، جلوي چشم من كه مادرش بودم .


/i
    اخبار گنجینه   یادداشت   گفتگو   نوشته های شما

    بیسیم چی   زخم های متبرک   مخابرات و جبهه ها   یاد یاران

 

بازديدکنندگان اين صفحه: 208761    |    بازديدکنندگان امروز : 133     |    کل بازديدکنندگان :  2592438    |    بازديدکنندگان آنلاين :  1    |    زمان بارگزاري صفحه :  0.37 ثانیه

كلیه حقوق مادی و معنوی این سامانه متعلق به مخابرات منطقه تهران می باشد