پنج شنبه ٠٢ آبان ١٣٩٨ |
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
98
 

خانم حسيني( همسر شهيد):‌

درود و سلام به تمامي شهداي اسلام و شهداي عزيزمان كه با نثار خون خويش از ميهن عزيزمان ايران دفاع كردند و عاشقانه به شهادت رسيدند. 

از روابط عمومي شركت مخابرات تشكر مي‌كنم كه اين مراسم را برگزار كرديد. 

شهيد داوود شجاعي در تاريخ 20/12/62 به لحاظ حضور در منطقه عملياتي مجنون توسط رژيم بعثي مورد حمله شيميايي قرار گرفت و از ناحيه ريه،  چشم و پوست دچار آسيب جدي شد ولي در مورد اين قضيه با هيچ‌كس صحبت نمي‌كرد و مي‌گفت: «چون بخاطر خدا رفتم جبهه،  نبايد چيزي به زبان بياورم وگرنه اجر معنويش از بين مي‌‌رود».

درباره ماديات مي‌گفت:‌ «هيچ‌كس چيزي از دنيا نمي‌تواند با خودش ببرد،‌ همه چيز در گروي معنويات است». 

بسيار شخص متواضع و فروتني بود وهميشه شاد بود، با وجود سرفه‌هاي زياد سعي مي‌كرد ديگران را شاد كند، درمورد سرويس‌هاي ويژه مخابرات اقوام و دوستان را راهنمايي مي‌كرد براي خيلي از همكارانش ضامن وام مي‌شد و از اينكه مشكل مالي آنها را برطرف مي‌كرد خوشحال بود.

تا زمانيكه در اين دنياي خاكي هستم در فراغش اشك مي‌ريزم و با خاطراتش زندگي مي‌كنم، همسرم هميشه از يگانه فرزندش با افتخار ياد مي‌كرد و من نهايت سعي‌ام را مي‌كنم كه اين امانت را درست تربيت كرده و به جامعه تحويل دهم.

چكيده‌اي از وصيت‌نامه شهيد:‌

با درود و سلام به سرور شهيدان و سالار راه خدا،‌ امام حسين عليه‌السلام و با حسرت به تنهايي او در صحراي كربلا،‌ حسين‌جان يك عمر به فداي لب تشنه و غريب سينه زدم و اشك ريختم و شفيعت قرار دادم.

حسين‌جان بارها و بارها آرزوي حضور در آن محشر و آن روز تاريخ‌ساز را داشتم كه اي كاش مي‌توانستم در كنارت بجنگم و سعادت شهادت در ركاب تو را داشته باشم. 

خدايا تو را شاكرم كه مرا شناختي دادي تا كربلا را بشناسم و تا اين لحظه توفيق حضور در اين نبرد را به من دادي.  پدر و مادر مهربانم رسالت شما سنگين است،‌ به سنگيني غم حسين بر دل زينب (س). از شما مي‌خواهم كه پيام خون شهيد خود را با ريختن اشك بر مزار حسين (ع) كه انشاءالله با ياري صاحب‌الزمان (عج) به فتح آن نائل خواهيد شد،  برسانيد و زينب‌وار خون تمامي شهد را زنده و پابرجا نگه داريد.

پدر و مادر عزيزم مي‌دانم دادن فرزندي كه عمري برايش زحمت كشيديد چقدر مشكل است ولي راه من مي‌تواند مرهمي باشد بر دل سوخته‌اتان. 

فكر دوري مرا از سرتان بيرون كنيد كه من امانتي بيش براي شما نبودم و خوشا به سعادتتان كه امانتدار خوبي بوديد و ابراهيم‌وار فرزند خويش را بر قربانگاه عشق او برديد و به فرمان او گردن نهاديد. 

خدايا تو را شاكرم كه سعادت خانواده شهيد بودن را به من دادي كه از خود چنين نمي‌ديدم. 

ما در راه تو به نبرد با كساني پرداخته‌ايم كه انسانيت خود را به حيوانيت حيوان مبدل كرده‌اند و براي اميال و آرزوهايشان چه جناياتي كه مرتكب نشده‌اند،‌ چه سرزمين‌هايي كه به زير سلطه خويش در نياورده‌اند و چه اماكن مقدسي كه مورد حمله دست جنايتكارانه خود نكرده‌اند؛‌ قدس عزيز،‌ نجف اشرف و كربلاي حسين،  ما مي‌رويم به نبرد و چشمانمان به انتظار فرج نشسته. 

خدايا احساس گناه آنقدر زياد است كه به قبولي شهادت در پيشگاهت به چيز ديگري فكر نمي‌كنم.  تو را سپاس كه مرا از مرگ در بستر نجات دادي و عرق شرم را پاك نمودي. 

پروردگارا امام عزيز  اين مومن دل،  قلب و جان مردم مسلمان دنيا را تا ظهور حضرت مهدي صاحب‌الزمان نگهدار و ما را توفيق قبولي شهادت عنايت فرما.  به اميد فتح كربلا،‌ قدس و نجف و خانه خدا از چنگال ستمگران،  درود بر تمامي شهداي اسلام. داود شجاعي 3/12/1362


/i
    اخبار گنجینه   یادداشت   گفتگو   نوشته های شما

    بیسیم چی   زخم های متبرک   مخابرات و جبهه ها   یاد یاران

 

بازديدکنندگان اين صفحه: 208743    |    بازديدکنندگان امروز : 80     |    کل بازديدکنندگان :  2592385    |    بازديدکنندگان آنلاين :  6    |    زمان بارگزاري صفحه :  0.38 ثانیه

كلیه حقوق مادی و معنوی این سامانه متعلق به مخابرات منطقه تهران می باشد