پنج شنبه ٠٢ آبان ١٣٩٨ |
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
98
 

آقاي حسين شجاعي) برادر شهيد(

داوود 2 سال از من بزرگتر بود،‌ از بچگي با هم بوديم،‌ منزلمان سر خيابان شادمان بود،‌ تابستان‌ها به كلاس قرآن مي‌رفتيم،  وقتي كه انقلاب پيروز شد او با دوربيني كه داشت از بالاي همان ساختمان نيمه‌كاره كه هميشه در دهه فجر از تلويزيون مي‌بينيد،‌ شروع كرد به گرفتن عكس‌هاي متوالي از آمدن حضرت امام (ره).

بعد از انقلاب در هلال احمر دوره آموزشي امدادگري را گذراند و در جبهه به كارهاي امدادي مي‌پرداخت تا اينكه در جبهه شيميايي شد ولي هيچ‌وقت از درد و رنجش حرف نمي‌زد.  هربار كه به جبهه مي‌رفت حدود 3 ماه طول مي‌كشيد،  آرزويش مرگ با افتخار بود كه بالاخره به آرزوي ديرينه‌اش رسيد. 

رشته تحصيلي شهيد داود شجاعي چه بود؟ 

هر دو در هنرستان درس مي‌خوانديم،‌ در رشته اتومكانيك. 


/i
    اخبار گنجینه   یادداشت   گفتگو   نوشته های شما

    بیسیم چی   زخم های متبرک   مخابرات و جبهه ها   یاد یاران

 

بازديدکنندگان اين صفحه: 208744    |    بازديدکنندگان امروز : 85     |    کل بازديدکنندگان :  2592390    |    بازديدکنندگان آنلاين :  7    |    زمان بارگزاري صفحه :  0.32 ثانیه

كلیه حقوق مادی و معنوی این سامانه متعلق به مخابرات منطقه تهران می باشد