زندگينامه شهید شید اله همتی             


     *نگاهی به زندگي شهید شید اله همتی            *

بسم الله الرحمن الرحیم


نام شهید : شید اله همتی                                           میزان تحصیلات : فوق دیپلم
نام پدر : محمد اسماعیل                                            آخرین سمت : مکانیسین اداره
تاریخ تولد :1340                                                    محل شهادت :شلمچه
محل تولد : فیروزکوه                                                تاریخ شهادت :01/11/1366
محل خدمت : اداره کل پشتیبانی فنی و شبکه انتقال

 

خلاصه :

شهید همتی مورخه 10/4/1355 فیروزکوه در خانواده ایی متدین بدنیا آمد در سال 1355 به ورامین نقل
مکان و در آنجا دیپلم ریاضی و بعد فوق دیپلم سوئیچ را اخذ نمود عضو بسیج ورامین شده به کرات به جبهه
می رفت .
تاریخ 15/6/1365 بعنوان تکنیسین استخدام شد . طی عملیات کربلای 5 او که بیسم چی گردان و جزو خط
شکنان حمله بود در محاصره دشمن قرار گرفته ومفقود الاثر شد . سرانجام اسفند 73 پیکر مبارک ایشان
پس از 8 سال به وطن بازگشت .
1 پسر و 1 دختر به یادگار مانده است.
مزار : ورامین
پس از عمری غریبی بی نشانی خدا می خواست که در غربت نمانی
از آن سرو سرافراز تو هرچند پلاکی بازگشت و استخوانی

زندگی نامه :
در خانواده ای مذهبی در فیروزکوه به دنیا آمد.
در فعالیت های فرهنگی و سیاسی شرکت داشت و يك بار توسط ساواک به مدت 13 روز زندانی بود.
فردی شوخ طبع و خونگرم و در عین حال دارای روحیه ی کنجکاو و فعال بود و رابطه ای گرم و صمیمی با خانواده و فامیل داشت.
قبل از اعزام، در واحد فرهنگی جهاد سازندگی ورامین کار می کرد و در سال 1365 در شرکت مخابرات استخدام شد. اما طولی نکشید، که شربت شهادت را سرکشید و به فراخنای بهشت برین پر کشید.
فرازی از وصیت نامه ی شهید:
الان صحنه عاشورا است و من امیدوارم این راه مقدس با پیوستن همه ملت، به هر صورتی که در توانشان است، تا فتح نهایی کربلا و سرنگونی مستکبران ادامه یابد. من نیز به نوبه ی خود وظیفه دیدم تا همان طور که دوست داشتم در کربلا می بودم و مولایم حسین (ع) را یاری می کردم، به جبهه بیایم و امیدوارم که خداوند مهربان به لطف و کرمش قبول فرماید.
پدر و مادر عزیزم شما زحمات بسیاری را برای رشد ما متحمل شدید. از راحتی خود گذشتید، تا راحتی ما را فراهم سازید و حق خود را به خوبی ادا کردید و از این که ما را با عشق اهل بیت (ع) بزرگ کردید و مشوق و راهنمای ما در این راه بودید، بسیار متشکرم.
همسر عزیزم شرمنده هستم که نتوانستم آن طور که باید به وظایفم عمل کنم، امیداوارم که مرا ببخشی و زینب وار صبر کنی و با تربیت تنها فرزندمان «علی » که ان شاء الله راهرو راستین مولایمان علی (ع) است، دین خود را به اسلام و عهدی که با خدا بستیم ادا کنی، و دوست دارم او به مصداق کلام امام، طلبه ای شود که ابرقدرت ها از آنها می ترسند.


در پایان، از همه ی دوستان و آشنایان می خواهم که مرا حلال کنند، و دعای خیر برای امام و رزمندگان اسلام را فراموش نکنند و آمریکا را به عنوان دشمن اصلی خود قلمداد کنند و در اجتماعات سیاسی، مذهبی، به خصوص نماز دشمن شکن جمعه، حضور فعال داشته باشند.
والسلام
 


 
روحش شاد
    راهش پر رهرو 
  و يادش گرامي باد