زندگينامه شهید محمود کرمی مجومود                 


     *نگاهی به زندگي شهید محمود کرمی مجومود               *

بسم الله الرحمن الرحیم


نام شهید : محمود کرمی مجومود                                                     نام عملیات : مرصاد
تاریخ تولد : 1345                                                                     محل دفن : بین المقدس 4
محل تولد : تهران                                                                      محل خدمت : امور بین شهری
تاریخ شهادت : 02/11/1366                                                        آخرین سمت : مکانسين گاز کنترل
محل شهادت : ماووت عراق                                                           میزان تحصیلات : سیکل

 


زندگی نامه :
ای همسفر، نیک بنگر که در کجایی. مبادا که از سر غفلت، این سفینه ی اجل را مأمنی جاوادن بینگاری، و در این توهم، از سفر آسمانی خویش غافل شوی. نیک بنگر.
شهید کرمی در سال 1345 در محله ی نارمک دیده به جهان گشود؛ و در سال 1350 به همراه خانواده، به شرکت جعفرآبادی شهر ری عزیمت کرد. دوران تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در باقر آباد گذراند. رشته ی ورزشی او، دو و میدانی بود، و همیشه در سابقه هایی که برگزار می شد، جزء نفرات برتر به حساب می آمد.
از بدو شکوفایی انقلاب، با سن و سال کم، در اکثر صحنه های انقلاب شرکت فعالانه ای داشت. او از موسسان پایگاه بسیج مسجد 12 امام بود. در سن 16 سالگی به اتفاق چند تن از دوستانش، به جبهه ی کردستان عزیمت، و چند ماه در آن جا به خدمت مشغول بود. پس از بازگشت، به شوق فراگیری علوم دینی و مذهبی، وارد حوزه ی علمیه امیرالمومنین شهر ری شد. پس از مدتي، دوباره راهی جبهه شده، و در تیپ 10 سیدالشهدا، گردان علی اصغر، در عملیات والفجر 2 منطقه ی عمومی حاج عمران شرکت کرد.
در سال 62 به منطقه ی جنوب رفت و در عملیات خیبر و آزاد سازی جزایر مجنون شرکت داشت. پس از تمام شدن عملیات، به تهران بازگشت؛ و در کارخانه مشغول به کار شد. وی در سال 1364 ، به همراه چند نفر دیگر، به عنوان بسیجی نمونه انتخاب شد.
شهید کرمی دوباره به جبهه رفت، و در لشگر 10 سیدالشهدا مشغول انجام وظیفه شد. در عملیات ام الرصاص ( منطقه ی عمومی خرمشهر ) به عنوان مسئول قبضه ی 120 شرکت داشت، و بعد از آن در عملیات والفجر 8 در منطقه ی فاو شرکت کرد؛ و بر اثر جراحات شیمیایی، مجروح و مدتی در تهران بستری بود. هنوز بهبودی کامل حاصل نشده بود که به منطقه ی عملیاتی اعزام و در دفع پاتک فکه زحمات فراوانی کشید، و از ناحیه ی کمر مورد اصابت ترکش قرار گرفت؛ و به بیمارستان شهرستان اصفهان جهت مداوا اعزام شد. در عملیات کربلای 1 و آزاد سازی مهران، به عنوان مسئول آتش بار 120 فعالیت داشت. در عملیات کربلای 2 منطقه ی حاج عمران، و کربلای 5 و 4 در شلمچه شرکت کرد. بعد از اتمام عملیات، به تهران بازگشت و در مخابرات در قسمت اداره ی کل پشتیبانی فنی و عملیات شبکه ی کابل، مشغول به کار شد.
او بار دیگر به منطقه ی عملیات رفت، و در عملیات بیت المقدس 2 در منطقه ی ماووت عراق شرکت کرد، و هنوز 21 سال از عمر پر برکتش نگذشته بود، که در ظهر روز دوم بهمن ماه سال 1366 بر اثر اصابت خمپاره، به درجه ی رفیع شهادت نایل آمد.
فرازی از وصیت نامه ی شهید :
خدایا، این توفیق را به من عطا کن، که پاک از این دنیا بروم، و تا مرا نیامرزیده ای، از این دنیا مبر؛ و آن لحظه ی آخر، زبانی به من بده که آن جمله ای که علی ( ع ) بر زبان جاری کرد، من هم بر زبان جاری کنم که : « به خدای کعبه رستگار شدم » و به خدا قسم، جز این چیزی دیگر نیست !
پدر و مادر عزیزم ! به خدا قسم دوستتان دارم. می دانم که دوست داشتید مرا در لباس دامادی ببینید. ولی از آن موقعی که به جبهه آمدم، و لباس رزم به تن کردم؛ آنقدر خوشحال بودم که گویا لباس دامادی بر تن دارم و لباس رزم من، لباس دامادی بود !
همه ی آنان که مرا به نحوی می شناختید و حتی یک بار با من برخورد داشتید، ان شاء ا... که مرا ببخشید و حلال کنید، تا خداوند هم مرا ببخشد.
 

 


 
روحش شاد
    راهش پر رهرو 
  و يادش گرامي باد