زندگينامه شهید رحیم نقابی             


     *نگاهی به زندگي شهید رحیم نقابی            *

بسم الله الرحمن الرحیم


نام شهید : رحیم نقابی                                                      تاریخ شهادت :20/10/1359
تاریخ تولد : 1335                                                          محل شهادت : ماهشهر
محل تولد : میانه                                                            میزان تحصیلات : دوم پیکار
آخرین سمت : توزیع
محل خدمت : اداره کل مخابرات شهرستان های استان تهران ( اداره کل سیستم های راه دور )

 

خلاصه :
شهید نقابی 9/1/1335 در شهر میانه بدنیا آمد در سال 17/11/1356 بعنوان کارگر خدمات به استخدام شرکت درآمد و ازدواج نمود خداوند به او دو فرزند پسر عطا کرد .
برای طی 6 ماه دوره ضرورت احتیاط به جنوب اعزام و سرانجام شهد شیرین شهادت را نوشید .

مزار : بهشت زهرا (قطعه 26 ردیف 87 شماره 34)

زندگی نامه :
شهید رحیم نقابی، در سال 1335 در شهرستان میانه به دنیا آمد، و دوران طفولیت و تحصیلات ابتدایی را در این شهر گذراند. در سن 13 سالگی، همراه خانواده به شهر تهران مهاجرت كرد. به علت مشکلات خانواده، مجبور بود هم کارکند و هم درس بخواند. متاسفانه به علت مشغله ی زیاد کاری نتوانست ادامه تحصیل دهد، به ناچار کارکردن را ترجیح داد. او فردی مومن و تلاشگر بود و همیشه احساس مسئولیت می كرد. در سن 18 سالگی ازدواج کرد و یک سال بعد به خدمت سربازی رفت. در سال 1356 خدمت سربازی را به پایان رساند و سپس به استخدام شرکت مخابرات در آمد.
در روزهای پرشور انقلاب، دست از پا نمی شناخت و در تمام راهپیمایی ها شرکت می کرد. بعد از پیروز انقلاب نيز در بیشتر کارها از قبیل توزیع ارزاق و مواد نقتی، که به دست نیروهای مردمی انجام می شد، شرکت می کرد.
وقتي در شهریور 1359 رژیم بعثی عراق به ایران حمله کرد، اولین نیروها که به مناطق مرزی اعزام می شدند، سربازان منقضی سال 1356 بودند و شهید نقابی هم جزو این نیروها بود. پس از گذراندن آموزش کوتاهی، به مناطق جنگی اعزام شد.
روز 20 دی ماه 1359 به درجه ی رفیع شهادت نایل گشت و در روز 29 دی ماه همان سال در گلزار شهدای بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
فرازی از وصیت نامه ی شهید
مادر جان چون عازم جبهه ی حق علیه باطل هستم و وظیفه ی هر فرد مسلمان این است که وصیت نامه ای از خود داشته باشد، برخود لازم دانستم وصیت نامه ای بنویسم و به این وسیله، حرفهای خود را با شما در میان بگذارم. ان شاء الله که راه کربلا را فتح و دشمن را نابود کرده و به سلامتی به خانواده خود باز می گردم، ولی اگر به افتخار شهادت نائل گشتم و شهید شدم، تقاضایی که از شما دارم، این است که برای من گریه و زاری نکنید. چون من به آرزوی قلبی خود رسیدم و روحم شاد است. مادر مهربان، از همه ی شما حلالیت می طلبم، مخصوصاً که زحمت مرا زیاد متحمل شدید.
وظیفه ی هر فرد مسلمان است که پیرو خط امام خمینی باشد و از میهن و اسلام خود دفاع کند و به دیگران هم بگویید مثل اهل کوفه نباشند که خدا ناکرده، امام را تنها بگذارند. باید همه گوش به فرمان امام امت باشند و هر دستوری که فرمودند بدون چون و چرا انجام دهند.

 


 
روحش شاد
    راهش پر رهرو 
  و يادش گرامي باد