زندگينامه شهید محمد رضا یزدان پناه              


     *نگاهی به زندگي شهید محمد رضا یزدان پناه             *

بسم الله الرحمن الرحیم


نام شهید : محمدرضا یزدان پناه                                         محل خدمت : اداره کل مخابرات منطقه6
تاریخ تولد : 16/9/1337                                                 آخرین سمت : مسؤول دستگاه ارتباط
محل تولد : تهران                                                         میزان تحصیلات : دیپلمه ی بی سیم
تاریخ شهادت : 18/11/1365                                           محل شهادت : شلمچه

 

خلاصه :

شهید یزدان پناه مورخه 16/9/1337 در خانواده ای مذهبی بدنیا آمد مورخه 3/5/1358 بعنوان مسئول و تکنیسین به استخدام شرکت درآمد از طریق بسیج ادارات به جبهه اعزام و طی عملیات کربلای 5 شهید شد قبل آن در عملیاتهای متعدد از جمله فتح المبین ، بیت المقدس حضور داشت .
از او 1 فرزند پسر و 2 دختر به یادگار مانده است .

مزار : بهشت زهرا (قطعه 27 ردیف 26 یا 28 شماره 141)

زندگی نامه :
شهید محمدرضا یزدان پناه، در سال 1337 ، در خانواده ای مذهبی متولد شد، و با موفقیت دوران تحصیل را گذراند، و دیپلم خود را از هنرستان فنی مخابرات دریافت کرد. از سال 1357 ، در مخابرات مشغول به کار شد؛ و در این مدت، در انجمن اسلامی مخابرات نیز فعال بود. یک سال، درس طلبگی خوانده بود؛ و در مخابرات برای همکارانش، کلاس احکام می گذاشت. او، در شهریور ماه سال 1359 ، ازدواج کرد.
شهید یزدان پناه، با این که از سربازی معاف بود، ولی برای خدمت مقدس سربازی راهی مشهد شد و سه ماه آموزشی را در آن جا گذراند، و عازم جبهه شد. اولین بار در عملیات فتح المبین در بوستان، و بعد در عملیات بیت المقدس در خرمشهر حضور داشت. در آزادی خرمشهر مجروح شد ....
او که در دروان انقلاب نیز در راهپیمایی ها و تظاهرات حضور داشت، یک بار با نیروهای مسلح درگیر شد، و با باتوم مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
در تابستان 1363 ، به مدت 3 ماه در مناطق جنگی، کار تخلیه ی شهدا را عهده دار بود.
در سال 1364 به جبهه رفت، و در « عملیات » های مختلف از جمله فاو، فکه، مهران، شلمچه حضور داشت ....
و بالاخره او در کربلای 5 واقع در شلمچه در آمبولانس با ذکر « یا حسین ، یاحسین » به شهادت رسید.
فرازی از وصیت نامه ی شهید :
پروردگارا هم اکنون که قرار است ما را برای عملیات به خط ببرند، یاری ام کن تا بخوبی بتوانم انجام وظیفه کنم؛ و در این راه لغزشی را مرتکب نشوم. بارالها خود شاهد باش که تمام کارهایم را رها کردم و دل را از دنیا برکندم، تا اگر دوباره سعادت نصیبم شد، با یاری تو، پوزه ی خصم زبون را بر خاک مالم.
اگر شهید شدم، در شهادتم صبور باشید و زیاد گریه نکنید و سعی کنید که پاسدار خون شهدا باشید. یاری امام و انقلاب خونبارمان را فراموش نکنید، که همگی ما در قبال اسلام عزیز مسئولیم.
دوست دارم پسرم را حسین وار و دخترم را زینب وار تربیت کنی، تا آن دو افتخاری برای جامعه و اسلام باشند.
 


 
روحش شاد
    راهش پر رهرو 
  و يادش گرامي باد